...
میشَست پشتم محکم منو میگرفت منم چون میدونستم میترسه سر هر پیچ تا جایی که میشد میخوابوندم سفت تر منو بچسبه :))))
میترسید ولی کم نمیاورد کل جاده هم موتور ممنوع بود به هر گشت پلیس که میرسیدیم از لاین مخالف میرفتم کاریم نداشتن میگفت دنبالش نرید خودشو به کشتن میده :)))
الان ولی ارومم :)
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم فروردین ۱۴۰۰ ساعت 14:30 توسط ح
|