..

زمان همه چیز رو مشخص میکنه ..

نمیگم یکی دو سال شاید 20 سال ولی خیلی چیزها به کسایی که اهلش باشن ثابت میشه باقیشونم مهم نیستن ..

خداروشکر داره اتفاقانی میوفته که هرچند سخت اما در نهایت منو میسازه ..

 

..

اغلب درد توی دستام دارم .. زانوهام اذیت میکنه ..

ولی پشیمون نیستم از کارایی که کردم و راهی که انتخاب کردم .. روزهای خوبی داشتم که فقط خودم ارزشش رو میدونم و تا اخر عمر خاطراتم همراهم هستن ..

میشد مزد زحماتم رو بگیرم ولی نزاشتن و نمیشد اما فقط خودم میدونم چی توی قلب و مغزم میگذره ..

 

:(

چقدر منتظر شم که شاید از این عشق سراغی بگیری

کجا کی کدوم روز منو با تموم دلت میپذیری

ببین چه ساده بدون اراده دلم تنگته

 

 

 

...

واقعا دلم میسوزه به حال این ملت ..

کافیه نیم ساعت توی شهر پیاده راه بری تا درد و غم و کلافگی رو به وضوح بین مردم ببینی ..

مردمی که تورم مثل یک بهمن بزرگتر پشت سرشون در حرکت هست و برای له نشدن زیر این بهمن دست به هرکاری میزنن ..

کسی پاسخگو هست ؟

 

...

اگر به خانه من امدی برای من ای مهربان چراغ بیاور و دریچه ای که از ان به ازدحام کوچه خوشبختی بنگرم ..

هشت دی تولد فروغ فرخزاد ..

همه ی فروغ ها دوست داشتنی هستن ؟

 

...

انیمیشن کوتاهی که اقای ضفی یاری و دوستانشون کار کردن برای شب یلدا رو دیدم ..

همون که ابی و سیاوش و شماعی زاده و گوگوش به صورت عروسکی ساخته شدن و صداشون تقلید میشه و یک اهنگ رو اجرا میکنن ..

خداییش جای شاد شدن دلم گرفت

واسه این همه سال فاصله بین مردم و هنرمندهای محبوبشون ..

دلم گرفته واسه پیر شدن 4 تا از خاطره ساز ترین های دهه شصت و هفتاد ..

واسه مردمی که اغلبشون تنگ دست شدن و پر از دغدغه های روزانه ..

ای بابا بدجور خسته ایم ..