...

این خانومه که مهمون همرفیق بود رو اونقدر خوشم میاد ازش :)

قبلا یه بار دیدمش خیلی خوبه ..

...

میشَست پشتم محکم منو میگرفت منم چون میدونستم میترسه سر هر پیچ تا جایی که میشد میخوابوندم سفت تر منو بچسبه :))))

میترسید ولی کم نمیاورد کل جاده هم موتور ممنوع بود به هر گشت پلیس که میرسیدیم از لاین مخالف میرفتم کاریم نداشتن میگفت دنبالش نرید خودشو به کشتن میده :)))

الان ولی ارومم :)

 

 

..

اقای م خ (از اوردن اسمت نمیترسم فقط نمیخوام کسی با سرچ اسمت بیاد اینجا)  میای برای کارشناسی مسابقات قهرمانی اسیا میشینی ادای بزرگانو در میاری ..

ما یادمون نرفته خبرنگار رو تهدید میکردی که میدی خواهر و مادرشو بدزدن و ....

پهلوونی به شما نمیاد .. لطفا برو سراغ همون کار سیاسی که البته اونجا هم راهت ندادن .

 

..

یه بنده خدایی زحمت کشیده تمام قواعد نگارش فارسی و درست بنویسم رو جمع اوری کرده و با ذکر مثال توضیح داده بعد یکی اومده زیرش نوشته god bless you

عاشقتونم مردم :)

 

...

حاج خانوم گرمش بود موهاشو کوتاه کردم :)

 

..

حالا کی برای جامعه جا انداخته که کشتی گیر احساس نداره و همشون شرخر هستن و اینا رو نمیدونم ..

البته بخشیش متاسفانه بخاطر سریالهای صدا و سیما هست که هرکی شرخر هست گوشش شکسته ..

ولی کشتی گیر میشناسم که اتفاقا عنوان دار هم هست و سومین کتاب شعرش برای همسرش داره چاپ میشه ..

دست نوشته های اقا تختی برای بابک ، قبل از مرگش رو بخونیم سرشار از احساسه ..

کشتی گیر میشناسم که زیباترین و دقیق ترین تحلیل های سیاسی رو ارائه میده ..

و موارد مشابه دیگه ..

 

..

من کلا عادت دارم شعر زیاد میخونم و البته اهنگهای نوستالژیک ..

یادم چند سال پیش به یه بنده خدایی گفتم قهر تو تلخی زندونو به یادم میاره (اهنگ نیاز فریدون فروغی)

برگشت گفت پس زندونم بودی :|||||

یعنی بعد اون واقعه دیگه ادم سابق نشدم ..

در عوض فروغ خیلی باهوش بود .. تموم تیکه ها و شوخیامو میگرفت ..

...

میتونم به فکر رفتن از ایران باشم خوب یا بد

اما سن و سالی از مادرم گذشته و مریض احواله اگه برم چند سالی نمیتونم بیام و میترسم دیگه نبینمش ..

فکر میکنم رفتن ارزششو نداره ..

نمیدونم ..

 

...

گفتم ای مسند جم جام جهان بینت کو

گفت افسوس که ان دولت بیدار بخفت

 

...

خدا میدونه چقدر دلم واسه تشک تنگ شده ..

هرچی داشتم گذاشتم و امروز هیچی نمونده واسم ...

خُنک ان قمار بازی که بباخت انچه بودش

بنماند هیچش الا هوس غمار دیگر

:(

..

فکر نمیکنم کسی از بچه های این دوره بتونه درک کنه ما با صدای هایده و جاده چالوس عشق بازی میکردیم ..

تولدت مبارک صدای همیشه ماندگار موسیقی ایران ..

روحت شاد خاطره ساز روزهای بی خبری و خوش خبری ..

حنجره ای که نشانه ی عظمت خلقت خداوند بود .. قول بده در دنیایی دیگه باز هم برامون بخونی ..

 

هلن ..

انتخابی تیم امریکا رو برای المپیک دیدم ..

زیباترین صحنه ای که توی کشتی دیدم اتفاق افتاد ..

هلن مارولیس کشتی رو مقابل جنا بورکرت که هفته پیش مادرش رو از دست داده برد و هردو توی بغل همدیگه زار میزدن .. داور جداشون میکرد باز اینا محکم همو بغل میکردن و گریه میکردن .

چقدر من این هلن مارولیس رو دوست دارم ..

اگر امسال من المپیکی بودم یعنی بدون شک توی مسابقات بهش میگفتم جان مادرت با من ازدواج کن و پشت میکردم به ارمانهای امام .. حیف که در حال حاضر هیچ گوهی نیستم :)

چقدر تو خوبی اخه هلن ..

 

..

دیشب رفتم بیرون 5 نفر توی مسیر ازم کمک و پول خواستن دو تاشون بچه بودن میگن عمو یه چیزی میخری بخوریم :(

دقیقا چی توی من دیدین که کمک میخواین واقعا ؟

برگشتنی خیابون خلوت بود دیدم یه موتور شل کرده از روبرو داره میاد اینور اونورو نگاه میکنه حدس زدم ممکنه خفتگیری باشه .. اماده بودم که رسید بهم بزنم توی صورتش .. اومد جلو پام یه نگاه به راست کردم چون اینا معمولا همدست هم دارن گفتم وقتی زدم از دیوار بگیرم برم بالا :)

خلاصه مشت رو اوردم بالا بزنم یارو گفت داداش ادرس میخوام .

راز بقاس زندگی که نیست مجبوریم دیگه ...

چند وقت پیش هم با یکی رفتیم بیرون دو نفرم پشتمون میومدن من توی چشم راستم خاک رفته بود به رفیقم گفتم وایستا اینور من که اینا حمله کردن من با چپ ببینم بتونم واکنش بدم ..

رفیقم هنوز تعریف میکنه میخنده :))

نزنی میزنن ..

 

..

وقتی فقط مرده و زنده بودنت برای بقیه مهم شد یعنی خیلی وقته مردی ..

...

سه بار بنام این داداش ما واکسن در اومده باهاش تماس گرفتن نمیره بزنه ..

آیا کسخلیت در خاندان ما ارثی میباشد ؟؟

 

 

...

خـرم ان روز کـز ایـــن منـزل ویـران بــروم

آسان جان طلبــم و از پـی جـانان بــــروم

گـر چــه دانم که بــه جایی نبـرد راه غریب

مـن به بوی ســـر ان زلف پریشان بـــروم

دلــم از وحشت زندان بگرفت

دلم از وحشت زندان بگرفت

دلم از وحشت زندان بگرفت

دلم از وحشت زندان بگرفت

دلم از وحشت زندان بگرفت

خسته ام میفهمی خسته داغون پاره پوره شکسته .. خُرم ان روز کز این منزل ویران بروم . خُرم ان روز کز این منزل ویران بروم ..

 

..

خیلی دوست دارم خواهر کوچیکتر داشتم یا حتی برادر کوچیکتر .. خیلی خوبه

...

روز جهانی تئاتر بر همه ی اونایی که عمری خاک صحنه خوردن و گاهی برای دو تا تماشاچی 40 دقیقه مونولوگ گفتن مبارک ..

برای اونایی که چون روابط نداشتن و زیبا نبودن بازیشون به چشم نیومد ....

برای اونایی که ممنوع کار شدن ..

اونایی که میخندوندن ولی مجبورشون کردن بگریونن ...

 

 

 

..

الان نشسته بودم یهو بوی عطری اومد یاد خاطرات قدیمی افتادم با فروغ .. بعد چهار پنج سال اخه :||

البته یه مدته بعد کرونا بوی های قدیمی رو یهو حس میکنم مثلا دیشب بوی ترکیدن این ترقه قدیمی قرمزا واسم میومد ..

همشونم نوستالژیک هستن لامصبا :)

 

..

جا داره سال نو رو به اون عزیزی که قبل سال تحویل ماهی قرمز رو دونه ای 30 هزار تومن میفروخت تبریک بگیم ..

خدا قوت بیزنسمن ..

الان میتونی با ماهیات بشینی درد و دل کنی ..