حدود ده روز پیش شعبه بودم که زنگ زدن فردا هفت صبح بیا برای مصاحبه ملت ..
یه مدت بود همکارا بخاطر کرونا نبودن و سرم خیلی شلوغ بود اغلب تا شش غروب شعبه بودم ..
خلاصه اون شب اومدم شش تا فرم باید پر میکردم و هشت تا معرف با مشخصات کامل و ریز به ریز بهمراه کروکی منزل که ازشون تحقیقات کنن در صورت لزوم . (نا گفته نماند که مرخصی گرفتنم هم لطف خدا بود چون تک تحویلدار بودم و قطعا نمیشد مرخصی بگیرم اما یکی از همکارا همون روز اومد )
شب قبلش فقط سه ساعت فرصت شد بخوابم و صبح رفتم .
بعد از چهار راه استانبول مرکز اموزش بانک ملت و چه مجموعه با کلاسی و چه ملک ارزشمندی که قیمت نداره واقعا ..
ساختمان پلاسکو هم بعد اون ریزش چند سال پیش دوباره ساختن ..
بچه های همدان و سمنانم با ما بودن
مراحل کار طولانی بود فقط بگم که 4 مرحله تست هوش و روانشناسی پای سیستم بود که تست هوشش واقعا سخت بود ..
مرحله مصاحبه تخصصی هم سه نفر بودن یه خانوم جوون که خیلی خوب بود و بیشتر سوالات روانشناسی میپرسید مثلا اگه یک اجر و دستمال داشته باشی باهاش چیکار میکنی ؟؟ توی صحبتاش لبخند میزد که اگه ادامه میداد باز عاشق شده بودیم :|||
بعد یه اقایی مسن سوالات تخصصی پرسید .. عدد نقدینگی ایران چنده ؟؟ بلد بودم اما مطمئن نبودم ترسیدم بگم فکر کنه یه چیز پروندم ..
راجع به سیاست های انقباظی صحبت شد راجع به تسهیلات و وام که خوردیم به اختلاف و گفت حسین اقا میخوای تو بشینی اینجا سوال کنی من بشینم جای شما ؟؟ گفتم من جسارت نمیکنم استاد ..
راجع به صغیر و صغیر ممیز سوال شد و موضوعات دیگه ..
اول جلسه هم گفت یه درخواست استخدام بنویس فقط زوووود بدو بجنب وقت نداریم .. میخواستن هولم کنن ..
بعدش هم اومدم گزینش یه اقایی نشسته بود جای مهر روی پیشونی و مذهبی یه خانوم چادری هم بود .. یخورده سوال کرد و مدارک رو تکمیل کرد گفت برو بسلامت ..