...

دوست داشتم دو تا شایدم سه تا دختر داشته باشم ..

واقعیتش تمایلی هم به این اسمهای جدید ایسان و ایلین و ملودی و النا از این دست اسمها ندارم ..

دلم میخواست اسماشون چیزایی مثل فروغ ، ایران ، تارا و یا اسم گلهایی مثل نسترن و یاسمین باشه ..

 

پ ن : ماهور یادم رفت :)

 

 

 

 

..

کاش یه سفر بی بازگشت به مریخ یا ماه داشتم ..

کلا 10 نفر بودیم برای همیشه هم اونجا میموندیم یعنی راه برگشت نداشتیم که دلمون هوای اومدن کنه ..

بعد اونجا از صفر مثل انسانهای اولیه شروع میکردیم ..

..

سالروز درگذشت فروغ عزیز هست .. اگر میموند شاید امروز اشعار زیادی ازش باقی مونده بود که حال خیلیا رو خوب کنه ..

دوتا فروغ توی زندگیم شناختم هردو دوست داشتنی :)

 

..

زمانی تلاش به موفقت ختم میشه که از خودِ تلاش کردن لذت ببری بدون در نظر گرفتن اینکه نتیجه چه خواهد بود ..

اگر به این نقطه برسی چه ببری و چه ببازی برنده نهایی خواهی بود ..

 

..

با یه خانوم امریکایی برای تقویت زبان چت میکردم ..

بعد چند روز گفت میشه ببینمت گفتم اوکی ..

بعد اون از خودش عکس داد :|

کلا نظرم راجع به امریکا عوض شد اصلا مرگ بر امریکا ..

همین یه مقدار زبانی هم که بلد بودم پرید

 

...

موز کیلویی 65 هزار تومن

خیار کیلویی 20 هزار تومن ..

مسئولین مملکت طاهرا از چیزهای دراز دل پُری دارن ..

ولی اخه لامصب گوجه دیگه چرا 15 تومن ؟!!!!!!

 

 

 

...

چشم راستم یه جورایی تعطیل شده از فاصله نیم متری به زور میبینم ..

بعله دیگه اون موقع که حال میکردی بزنن چشمتو کبود کنن که روی سکو با مدال عکسات خوشگل بشه فکر اینجاشم باید میکردی :))))

بدبختی اینجاست عکسی هم باقی نمونده :))

دو سر سوخت شدیم رفت :))

 

...

امروز حوالی میدون انقلاب ، مقابل دانشگاه تهران ، چهار راه ولیعصر و خیابون وصال بودم  .. نم نم بارون میزد و ادمها رو میدیدم ..

به این فکر کردم چقدر دنیای بدون خانومها میتونه مزخرف و خسته کننده باشه ..

چقدر حضور خانوم ها شهر رو زیبا میکنه ..

چقدر حس زندگی رو جاری میکنه ..

چقدر لازمه خانومها  توی این شهر احساس امنیت داشته باشن ..

تصور شهر بدون فعال بودن خانومها وحشتناکه ..

خوشبختانه طی تموم این 42 سال که خیلیا بدنبال خونه نشین کردن خانومها بودن اما اونها پا پس نکشیدن بودن و موندن ..

 

 

 

...

 

اونها که رفتن رها شدن از رنج دنیا که اصولا این دنیا محل اسایش نیست ..

همیشه اونهایی که محبوب مردم بودن به نیکی بدرقه سفر اخرت شدن و خواهند شد اما بهتره حال بد میلیون ها ادم رو دریابیم ..

این همه غم اندوه یک جایی جامعه رو از پا در میاره .. جامعه ای که سالها غم زده بوده و زیر انواع و اقسام فشارهاست ..

امیدوارم کسانی که تریبون دارن و توانش رو دارن پیش قدم بشن برای تابو شکنی که با مرگ هر عزیزی تمام جامعه رو به مسلخ غم و اندوه نبریم ..

زیادن ادمهایی که ظرفیت این همه اندوه جاری شده در فضای جامعه رو ندارن ..

امروز امید تنها دلیل تپیدن قلب این پیکر نیمه جان که ایران صداش میکنیم هست

این امید رو از ایران نگیریم .

کاش سلبریتی های ما زجه ها و گریه هاشون رو اینقدر به هر شکلی به خورد مردم ندن .. اگر مردمت رو دوست داری گریه هاتو توی خلوت خودت بکن و لبخندتو هدیه به مردم بده ...

یک روز پلاسکو و روز دیگه سانجی و زلزله و شهادت و فوت هنرمند و اعدام خبرنگار و درگذشت ورزشکار و گرونی و بیکاری و کرونا و .. و ..

به داد روح و روان این مردم برسید .

 

 

 

we made mistake

دیو چو بیرون رود فرشته فرو کند ..

هیچ انقلابی باعث خوشبختی هیچ مردمی نشده انقلاب ها فقط ادمها و القاب رو جابجا میکنن ..

The End

مرگ هر ادمی درسی هست برای زنده ها ..

خوب به زمینی که گود شد و قراره بشه خانه ابدی این ادم نگاه کنیم ..

ممکنِ وقت رفتن ما یک دقیقه دیگه یا چهل سال بعد باشه ..

ممکنِ منی که دارم این پست رو مینویسم فرصت فشردن دکمه ارسال رو نداشته باشم ..

بیشتر به خودمون و عزیزانمون اهمیت بدیم

دست از خود رای بودن و رنجوندن ادمها بر داریم

این دو روز دنیا ارزشش رو نداره